آموزش دی وی دی |مجله آموزشی مقالات آموزشی, ترفندهای آموزشی

هنر و علم کجا همگرا می شوند؟ (۲)

هنر و علم کجا همگرا می شوند؟ (۲)

یکی از اهداف نظام اموزشی گسترش کیفیت یادگیری است با این وجود نمی توانآن را در یک چارچوب ویژه قرار داد و یا براساس یک فرمول ویژه رفتار کرد. در قسمت قبل نیز اشاره کردیم که تدریس یک هنر است. هنر در یک بعد و جهت ویژه نمی گنجد و باید مسیری را طی کند که ذوق مصرف کنندگان را برانگیزد.

 

 

بسیاری از مربیان و اساتید بدین شیوه رفتار می کنند و به بیانی نه فقط با تکنیک حتی با حس خود وارد کار می شوند و بدین ترتیب می توانند حس هم کاری شاگردان خود را بر انگیزند و در بحث های علمی خود تسهیل ایجاد نماید با اینکه امکان دارد بسیاری از آنها هرگز مهلت یادگیری علمی پیشنهادهایی که آنها را خدمات رسانی کرده نداشته باشند، تحت نام مثال، امکان دارد یک مربی بداند که تاثیر مثبتی بر روند یادگیری فراگیر خود می گذارد اگر از ایشان در باب تجریبات حقیقی ایشان و انطباق آن با مسئله آموزشی بپرسد با اینحال امکان دارد در باب منطق مالکوم نولز که به دلیل علمی همین مسئله اشاره می کند چیزی نداند.

به خاطر دارم که یکبار رهبری یک نشست مربیان آموزشی را بر عهده داشتم و پرسش کردم “چه کسی می داند مالکوم نولز کیست؟» یکی از کمپانی کنندگان جواب داد، “فکر کنم پدر یکی از خوانندگان آمریکایی است!”

چندین عدد از مدیران اجرائی کمپانی های بزرگ دوره های تخصصی مخصوصی برای آنها برگزار کرده ام، از من می پرسیدند که ما به چه نحو قادر ایم یک مدرس دوره های آموزشی ویژه و بطور کلی منطبق با کار تخصصی داشته باشیم که بتواند تمامی نیازهای مهارتی کارمندانرا تشخیص دهد و باعث افزایش کمپانی شود؟ شما به چه نحو این کار را می کنید؟ استراتژی شما چیست؟ جواب من در بیشتر مواقع ساده است: “من تکنیک هایی را برای کارمندان و مدیران تخصصی کمپانی ها به کار می برم که با با دانش آموزان سر کلاس تحت نام یک معلم از آن شیوه ها بهره می برم!” 

و این حقیقت است. علم یادگیری همان است! هیچ نکته ویژه ای برای تعلیم مردم در اوضاع ویژه، تخصص های ویژه و رشته های ویژه نیست! 

دکتر ریچارد اتکینسون و ریچارد شیفرین تلاش کردند تا بررسی ها گسترده ای بر روی مدلهای متفاوتی از حافظه مردم به وسیله مدرسین مختلف آموزشی انجام دهند، دروس متفاوتی، تخصصی و ساده را مورد ارزیابی قرار دادند می دانید نتیجه این تحقیق چه شد ؟  “اگر تمرین نکنند، معلومات را فراموش می کنند!” این علم است. 

 

 

دانستن علم محشر است با اینحال کافی نیست! اگر شما براساس دستاوردهای عملی تحت نام یک مدرس به تکرار، تکرار و تکرار مسئله بسنده کنید تضمینی برای موفقیتتان نیست! از آنجاییکه تدریس یک هنر است، هنر درک شاگرد و ترغیب ایشان به آموزش ! 

ممکن است بتوان گفت همگرایی علم و هنر یکی از دلایلی است که تدریس را به یکی از بهترین حرفه های جهان مبدل کرده است. 

اگر شما تصمیم گرفته اید یک مدرس حرفه ای باشید و یا در روش آموزش مانند یک حرفه ای وارد رفتار شوید به مسئله ساده بنگرید

اگر دقت کنید مردم هر روزه و در همه جا سرگرم آموختند! در لحظه ای که با شما تماس برقرار می کنند در حال یادگیری اند، حال این مسئله یادگیری می تواند هر چیزی باشد فرقی نمی کند که در حال تجربه درسی از بازی گلف باشد، یا گذراندن یک دوره مجازی برای بهره برداری از یک نرم افزار رایانه ای تازه، یا مشارکت با رهبران فراتر از مرزها در اتیوپی، تلاش برای یادگیری نحوه تماس تازه، و یا به وسیله سرپرست خود در محل کار در حال آموزش دیدن باشند.

مردم در هر لحظه سرگرم فراگیری موضوعی تازه و دریافت تجربه ای آموزشی هستند. آموزش تنها در کلاس درس و در لحظه ویژه رخ نمی دهد، آموزش در بطن زندگی جریان دارد! تحت نام یک مدرس تلاش کنید تا بیاموزید، با نگاه کردن به مردم و طرقی که آنها ترجیح می دهند درس بگیرند به آنها نزدیک شوید.

چه حرفه علمی دیگری سراغ دارید که تا این اندازه به هنر وابسته باشد؟ به این نکته توجه کنید که در تدریس شما مهلت دارید همزمان که برای گسترش Backside line سازمان خود تلاش می کنید، برای افزایش سطح سود وری کشور، و ارتقاء زندگی فردی اشخاص در تمامی جهان، هم گام بر دارید همه به روش هم لحظه! از لحاظ من و با تجربه های شخصی ام فکر می کنم که تحت نام یک مدرس پیشرفت استعدادها نیازمند مطالعه و بررسی زمینه های روانشناسی، مباحث فلسفی، زبان شناسی از حیطه های علمی هستید به علاوه از طرف دیگر مطالعه دیزاین، بازیگری، نویسندگی و فیلمسازی از حیطه های هنری می تواند به شما کمک کند.

 

منابع:

The place Artwork and Science Converge” Elaine Biech ”

www.td.org

Artwork & Science Converge to Encourage Artistic Options

بخش آموزش الکترونیکی سایت آن رد، تهیه: سید خاموشی

تنظیم: زینب شاه مرادی